حجت الاسلام «حمیدرضا مهدوی ارفع» پژوهشگر نهج البلاغه در گفتوگو با خبرنگار مهر با اشاره به وقایع اخیر کشور به موضوع اعتراض در جامعه اسلامی و آموزههای نهج البلاغه پرداخت و در اینباره گفت: باید دید در جامعهای ولایی که مردم جان و جوان و دادند و به آن عشق میورزند چگونه به حدی از این اعتراض و ناامیدی می رسند. امیرالمومنین (ع) سه عامل را به عنوان عوامل تولید نارضایتی مطرح میکند که این سه عامل اگر کنترل نشوند منجر به اغتشاش میشوند و دشمن از اعتراض معترضین سو استفاده کرده و حتی ممکن است به براندازی برسد. این سه عامل ۲ ویژگی دارند، اول اینکه واضح و مشخص هستند و دوم آنکه مسئول آن حاکمیت است.
عوامل تبدیل اعتراض به اغتشاش در نهج البلاغه
این کارشناس دینی به سه عامل ایجاد اغتشاش در نظام اسلامی پرداخت و گفت: اولین مورد اختلاف سطح زندگی کارگزاران و مردم است که در خطبه ۳۰۹ نهج البلاغه به آن اشاره شده. امیرالمومنین (ع) در عبارتی محکم میفرمایند: خداوند به حاکمان حکومت عدل و اسلامی واجب کرده است که سطح زندگی خود را در حد سطح زندگی مردم ضعیف قرار دهند. بلافاصله میگویند به این دلیل که فقیر به دلیل فقرش طغیان نکند. مسئولین اگر در حد عالی و آقازادههایشان در بهترین وضعیت هستند در حالی که قاطبه مردم در حد نامناسبی قرار دارند جامعه به نارضایتی میرسد. این یعنی حتی اگر مسئولین از حلال دنیا برخوردارند اما در وقت مسئولیت باید پایینتر از قاطبه مردم باشند.
مهدوی ارفع ادامه داد: دومین نکته مدیریت مالیات و بین المال است که فقط باید به نفع حکومت اسلامی باشند. در بند ۸ عهدنامه مالک اشتر آمده است که وقتی حضرت، مالک اشتر را به مصر اعزام کرد در نامهای نوشتند مالیات بیت المال را به گونهای وضع کن که به سود مالیات دهندگان باشد در ادامه مینویسد اگر مشکلی برای مردم، تولید کننده و صادر کننده پیش آمد انقدر مالیات را تخفیف بده که به مردم آسیبی نرسد. اگر کسی اقتصاد بداند متوجه است که بودجه ۲ فصل دارد فصل اول درآمدها و فصل دوم هزینهها، بیشترین درآمد از راه مالیات است ممکن است به ذهن کسی برسد اگر مالیات را تخفیف دهد به کاهش درآمد دولت منجر میشود، اینجا حضرت بلافاصله نوشتهاند هرگز تخفیف دادن مالیات تو را نگران نکند چرا که اندوخته ایست که مردم به آن اعتماد میکنند، سودش را در امنیت میبینند، یعنی مردمی که در گرفتاری مالی از دولت چنین تدبیری و لطفی دیدند مطلقاً در بدترین شرایط سنگی به شیشه بانک نمیزنند. در ادامه هم مینویسند اگر چنین دولتی که با مردم مهربان بوده، زمانی هم در انجام وظیفه خود ناتوان بشود مردم خود بار دولت را برمی دارند نه اینکه از طرفی بنزین را بالا ببرند و از طرفی ارز گران کنند.
وی تصریح کرد. سومین عامل این است مسئولین وقتی به پست و مقام می رسند اقوام و دوستان و اطرافیان را در مناصب حکومتی قرار بدهد یا با آنان قراردهای دولتی بنویسند. امیرالمومنین (ع) در نامه ۵۳ بند دهم به عنوان حاکمی عادل مینویسد که همانا زمامداران را خواص و نزدیکانی است که خودخواه و چپاول گرند و در معاملات انصاف ندارند، ریشه ستم کاریشان را با بریدن اسباب آن بخشکان، به هیچکدام از اطرافیان و خویشاوندانت زمینی را واگذار مکن و به گونهای با آنان رفتار کن که هیچ قراردادی به سودشان منعقد نگردد، زیرا به ملت زیان میرساند.
برخورد امیرالمومنین با پدیده آقازادگی
مهدوی ارفع گفت: ممکن است سوال بشود اگر از اقوام و آقازاده مسئولین، نخبه ای مدیریتی وجود داشت باز چه باید کرد؟ حضرت امیرالمومنین (ع) مصر هستند تا وقتی پدر و مادر منصب دارند باز آن قوم و خویش مدیریت نگیرد و قرارداد هم نبندد. حجتش هم این است زمانی که امیرالمومنین (ع) حکومت را تحویل گرفت در بدترین و آشوب ترین وضع ممکن بود و مردم از همه جا شورش کردند و به مدینه ریختند و با وجود ممانعت ایشان، خلیفه سوم را کشتند، آیا چنین حکومت نوپایی نیازمند مدیران متخصص نبود؟ اما ایشان هیچ پست و منصبی به حسنین ندادند با وجودی که در عالم عالم تر از اینان پیدا نمیشد، ولی به حضرت به قاعدهای که گفت پایبند بود، فقط در نهج البلاغه آمده است که یک جا حسنین از بقیه جلوترند و آن هم در جنگها است. در وسط جنگ صفین حسنین مثل شیر به دل لشکر معاویه زدند، تا جایی که حضرت امیرالمومنین (ع) گفتند اینها را بگیرید میترسم نسل پیغمبر منقرض شود در حالی که ترسشان از شهادت این دو عزیز نبود بلکه از انقطاع نسل پیامبر بود. این در حالی است که امروز عکس این را در جامعه میبینیم و میشنویم که آقازادهها در آمریکا و اروپا جا خوش کردهاند.
این پژوهشگر نهج البلاغه با تاکید بر اینکه هیچ حکومتی با جهل مردم و بی اطلاعی از حقوقشان دوام پیدا نمیکند آگاهی را لازمه جامعه اسلامی دانست که میتواند مبدا درست رأی دادن آنان و مطالبه از مسئولین باشد.
وی تصریح کرد: عوامل گفته شده امروز نیز عوامل نارضایتی مردم هستند که و اگر حکومت نتواند آن را اصلاح کند دشمن جهت نارضیاتی را به اغتشاش میبرد. در این شرایط باید حکومت نشان بدهد که اشتباهات را اصلاح میکند. در حکومت کمونیستی چین هم وزیر را استیضاح و اعدام میکنند اما اینجا نه، مردم احساس میکنند در صورت نجابت هیچکس حرکتی از سوی مجلس و دولت صورت نمیگیرد. کسانی را بر سر کار میآوردند که در دورههای قبل نیز با بالابردن قیمت بنزین عامل اغتشاش شدند. این با چه منطقی صورت میگیرد.
مهدوی ارفع راه خاموش کردن اعتراضات را پذیر اشتباهات دولت و گفتگو با مردم دانست و تاکید کرد که دولت باید به سمت اصلاح برود.
سه ویژگی روشنگری در زمان فتنه
وی به نظام مفهومی و کاربردی «فتنه» در نهج البلاغه پرداخت و با تعریفی از آن بیان کرد: فتنه جایی است که حق و باطل به هم مخلوط میشود، یک حرف حق با باطل مخلوط میشود و برای اکثریت قابل تشخیص نیست، چون فتنهها با یک شبهه آغاز میشود در نهج البلاغه حضرت میگوید فقط و فقط اینکه شبهه را شبهه نامیدند دلیلش حرف باطلی است که شبیه حق جلوه میکند. در شرایط فتنه است که بسیاری از مردم به حق ضربه میزنند.
مهدوی ارفع به دلایل راه اندازی فتنه اشاره کرد و گفت: حضرت امیرالمومنین (ع) اشاره میکنند که فتنه گران از به راه انداختن فتنه ۲ هدف دارند، یکی آغاز هوای نفس و خواهشهای پستی که میخواهند در شرایط و جو آلوده دنبال کنند و دوم نهادینه کردن یکسری بدعتها که با به خطر انداختن نظام و عقب نشینی به دنبال نهادینه کردن آن هستند.
پژوهشگر نهج البلاغه به نکاتی در خصوص عمل درست در زمان فتنه پرداخت و بیان کرد: اصحاب جبهه حق در زمان فتنه باید سه کار کنند، هر سه این عملها ذیل روشنگری جمع میشود، اول اینکه به مردم بصیرت دهند، در مقابل مغشوش کردن، فضا را روشن کنند تا چشنم عقل مردم حق را ببیند و باطل را تشخیص دهد. دوم صبر و استقامت پای حق خود داشته باشند و هم مردم را به پایداری پای حق دعوت کنند. اینگونه به حل شدن مشکلات کمک میکنند. مردمی که نارضایتی از حوزه معیشتی دارند نباید به اغتشاشگر اجازه دهد به اموال عمومی و اقتصاد ضربه بزند. وقتی ادارات و دانشگاه و کسب و کارها تعطیل میشود سرمایه گذار جئت نمیکند در کشور سرمایه گذاری کند. این هزینهها از جیب مردم میرود. حضرت امیر (ع) هم فرمودند این پرچم روشنگری را کسی نمیتواند بلند کند الا با سه ویژگی: بصیرت، صبر و اسقتامت به جایگاه و شاخصهای حق
نخبگان از لاک عافیت طلبی بیرون بیایند؛ عمار هم وسط فتنه جنگ صفین روشنگری کرد
مهدوی ارفع با بیان این نکته که با خط دقیق و شفافی که رهبر انقلاب در سخنرانی نشان دادند بین معترض و اغتشاش گر تفکیک و بسیاری مسائل روشن شد، به نقش ملت و حکومت در زمان فتنه اشاره کرد و گفت: در فتنه ملت یک نقش و حکومت یک نقش دیگر دارد. نخبگان جبهه حق باید از لاک عافیت طلبی بیرون بیایند و خطر را به جان بخرند و روشنگری کنند. متاسفانه امروز میبینیم کسانی که به همت انقلاب اسلامی مقبولیت پیدا کردند ساکت شدند. عمار وسط فتنه قرآن سر نیزه کردن به آنور میدان رفت و روشنگری کرد و همانجا هم شهید شد. نخبگان موظفند پخش شوند و معترضین را جمع کنند و پای حرف بازاری و مردم بنشینند.
این پژوهشگر نهج البلاغه به وظیفه مردم اشاره کرد و گفت: توده مردم باید پشت نخبگان انقلابی متعهد بایستند و یکپارچی را با فرمایشان رهبری حفظ کنند. هرچند این بار بازهم مردم برنده شدند که در نماز جمعه و مساجد حاضر شدند و با وجود اعتراض پای نظام ایستادند. این را باید تقویت کرد، باید ۹ دیگری رقم بخورد.
وی به وظیفه حاکمیت نیز پرداخت وبیان کرد: اول اینکه دولت عذرخواهی کند، اشتباهات را بپذیرد، زشت است در شرایطی که نیروی امنیتی و نظامی را می کشند بگوید نباید با مجرمین برخورد امنیتی کرد. اینکه رهبر میگوید باید اغتشاشگر را سر جایش نشاند باید انجام شود. برخورد نکردن چراغ سبز به فتنه گران است. پسر عمه امیرالمومنین (ع) زبیر است که چندین امتیاز دارد اول اینکه سیف الاسلام است، در رکاب پیامبر تا شهادت بارها رفته و انقدر جایگاه بلندی داشت که حضرت زهرا (س) وقتی میخواست شهید شود با وجود اینکه سلمان و بزرگان زنده بوده در وصیت نامه مینویسد زبیر شاهد وصیتنامه است. ولی همین زبیر که حتی تا روز خلافت با طلحه به خانه مولا آمدند و با امیر بیعت کردند سه ماه بعد تشکیل حکومت با رفیقش در بصره فتنه راه انداخت. در این حال حضرت امیر به او رحم نکرد چنان حمله کرده و او را تار و مار کردند که همه متعجب شدند. دوستان خوشحال از اقتدار نظام شده و دشمنان حساب کار دستشان آمد. حتی یک جا معاویه برای لجن پراکنی به حضرت نامه نوشت که شما در بصره خیلی ادم کشتید حضرت گفت اگر این فتنه گران فقط یک نفر را کشته بودند حقشان بود همه را بکشم، یعنی ما حتی تخفیف هم دادیم. نمیشود دم از اسلام بزنیم در عین حال با کسی که ناموس مردم و مسجد و حسینیه را آتش میزند برخورد امنیتی نکرد. برخی که از اسلام رحمانی دم میزنند، رهبر انقلاب پاسخ دادند که این اسلام نه رحمانی است و نه اسلام است.
وی قاطعیت را لازمه اداره جامعه دانست و گفت: اغتشاشگران از بستگان حضرت امیر که بالاتر نیستند. حضرت در حکمت اول خود میگوید اگر در فتنه حق را توانستی تشخیص دهی که هیچ، اگر نتوانستی تشخیص دهی وظیفه ات این است از تحلیلگر صادق کمک بگیری و اینکه کاری نکن تا دشمن سو استفاده کند.



نظر شما